تبلیغات
بی پروا - رازش را نفهمیدیم

رازش را نفهمیدیم

دوشنبه 6 دی 1395
10:31 ب.ظ
بی پروا


ند ناف رابریدندوگریستیم ازترس جدایی. 

"اما رازش رانفهمیدیم."

به مادردل بستیم وروزاول مدرسه گریستیم .

"اما رازش رانفهمیدیم".

به پدردل بستیم ووقتی به آسمان رفت.گریستیم.

"امارازش رانفهمیدیم".

به کیف صورتی گلدار.به دوچرخه آبی شبرنگ.به....



بارهادل بستیم وازدست دادیم وشکستیم وبازنفهمیدیم.

چقدر این درس تنهایی تکرار شد ومارفوزه شدیم.



این بندناف راروز اول بریده بودند .

ولی ماهرروزبه پای کسی یاچیزی..

گره زدیم تازنده بمانیم ونفهمیدیم....



افسوس نفهمیدیم که قرارست روی پای خود باایستیم..

نفس ازکسی قرض نگیریم..

قرارازکسی طلب نکنیم..

عشق بورزیم امادربندعشق کسی نباشیم.

دوست بداریم امامنتظر دوست داشته شدن نباشیم..



به خودمان نوربنوشانیم وشورهدیه کنیم.

دربندنباشیم.رهاباشیم وبرقصیم وآوازعشق سردهیم.



"عزت انسان بودنمان رابه پای کرشمه کسی قربانی نکنیم."



وبلاگ بی پروا ،،،عاشقانه ،،،تكس لش و فاز سنگین،،، متفاوت با سایر وبلاگ ها

داد ما آن شوخ بی پروا نداد
بس که بی پرواست داد ما نداد
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به بی پروا است. || طراح قالب avazak.ir